منتشر شده در 26 November 2007 توسط میلاد

فوت عزیزان ، انسان را در هم میشکند و واقعا آدم را خرد میکند . روز 30 آبان را فراموش نخواهم کرد. ای خدا به ما صبری بده تا این غم بزرگ را تحمل کنیم. دیگر نمی توانم حرف بزنم …

پی نوشت: از لطف دوستان ممنونم.

15 دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. نيلوفر says:

    سلام خدا صبر تان عطا كند واقعا سخته

    [پاسخ]

  2. علیرضا says:

    میلادجان فوت خاله ات را بهت تسلیت میگم انشاالله که غم آخرت باشه

    [پاسخ]

  3. نمیدانم کدام عزیز را از دست داده ای
    از شعار اینکه بگویم غم آخرت باشد متنفرم چون بارها این اتفاق تلخ برایم رخ داده که همگان ارزو کرده اند غم آخرم باشد ولی غم آخر نبود.
    غم که چه عرض کنم
    بیشتری ناراحتی برای خودم برای دور ماندن از آن درگذشته
    پس فقط صبر را از خدا خواستم تا توان ادامه راه را به من بدهد
    و اکنون این صبر را نیز برای تو میخواهم
    سه نقطه ها را پرکن
    حرف بزن
    آدم را خالی میکند
    یک حس خالی شدن رها شدن سبک شدن به آسمان رفتن …
    به آن از دست رفته نزدیکتر شدن
    به آدم میدهد.
    گریه کن اشک بریز و به یادش باش

    [پاسخ]

  4. افشین says:

    سلام میلاد جان
    تسلیت می‌گویم. خدا به تو و دیگر بازماندگان صبر بدهد. من را در غم خود شریک بدان.

    [پاسخ]

  5. لیلا says:

    تسلیت می گم

    [پاسخ]

  6. امیر says:

    سلام میلاد جان فوت عزیزت را تسلیت می گویم…

    [پاسخ]

  7. حامد says:

    آقا تسليت مي گم

    اتفاقا نگرانت شده بودم … ديدم يه مدت نيستي … خواستم ايميل بزنم كه …..
    الان فهميدم …

    [پاسخ]

  8. خانوم مارپل says:

    سلام
    تسليت ميگم
    اميدوارم كه هميشه تو شادي ها باشي

    [پاسخ]

  9. فرزاد says:

    تسلیت میگم.
    برات صبر آرزو میکنم.

    [پاسخ]

  10. رضا says:

    تسلیت میگم ایشالا غم آخرت باشه.

    [پاسخ]

  11. میلاد جان تسلیت می گم.

    [پاسخ]

  12. JOOJOOTALA says:

    سلام میلاد عزیز
    تسلیت میگم
    خدا به شما صبر بده دوست عزیز
    از دست دادن عزیزان سخته من نیز تجربه شو داشتم و عزیز ترین کس زندگیو تو تصادف ماشین از دست دادم ولی همیشه انسان به امید زنده هست پس روحیه ی خودتو از دست نده

    [پاسخ]

  13. مهیار says:

    میلاد جان تسلیت می گم بهت و آرزوی صبر برای شما و خانواده ی محترمت دارم…..

    [پاسخ]

  14. […] دانم چه بگویم و چه بنویسم . هنوز ۲ ماه از آن واقعه بسیار تلخ نگذشته بود . فقط می نوانم خداحافظ مادربزرگ … در غروب […]

دیدگاه خود را به ما بگویید رضا