بایگانی ‘حرف های خودمونی’ دسته

شبکه های اجتماعی در آینده به چه شکلی در خواهند آمد؟ تصویری جالب از آینده !

مهر ۱۲م, ۱۳۸۸

این پست یک پست خیالیست که شاید در ۵۰ سال آینده به حقیقت بپیوندد اما در حال حاضر فکر کردن به آن نیز کمی سخت است . این روزها همه با شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک , توییتر , فرندفید و … آشنا هستیم . روزانه ما فعالیت ها , علایق و اتفاقات روزانه ای که برایمان میفتد را تو این شبکه ها وارد می کنیم . صبح از خواب بیدار میشیم و توییت می کنیم چقدر از هوای ابری بدم میاد , میریم تو فیس بوک مثل بعضی ها یهویی وضعیت روابطمان را از Single به in a relationship در میاریم و سپس سراغ فرندفید میریم و درباره علایقمان با دوستان بحث می کنیم. اما با این همه اطلاعاتی که از خودمان در اینترنت به اشتراک می گذاریم آینده شبکه های اجتماعی به چه صورت خواهد بود ؟

Philip Langley طرحی از آینده شبکه های اجتماعی و تاثیر آن در زندگی  در اختیارمان قرار داده که در اینجا به آن اشاره ای می کنیم . در این پست ما به دستگاهی شبیه دوربین برخورد می کنیم که در آینده ممکن است اختراع شود , این دستگاه که داری مکان یاب و فابلیت اتصال به شبکه  های اجتماعی را نیز دارا است کارهای زیر را انجام می دهد :

فکر کنید در کتابخانه نشستید و فردی رو به روی شما می نشیند و چشم شما رو می گیرد ! خب الان کسی خواستار شروع دوستی  بدین شکل باشه , برای مثال میگه , اوه چه قدر هوای کتابخونه گرمه امروز یا مثلا چقدر صدای مگس داره میاد یا حرف هایی از این دست , به هر حال برای شروع صحبت همه می دانند چه باید بگویند . اما این دستگاه به ما کمک می کند تنها با اسکن کردن صورت شخص مقابل به تمامی اطلاعات وی که از فیس بوک و توییترش گرفته شده دسترسی پیدا کنید. در تصویر بالا مشاهده می کنید تصویر اسکن شده نشان داده که فرد مذکور اسمش John Ngavi , بیست و هفت ساله , متاهل و همسر Megan Ngavi هست , جان در یک آزمایشگاه کار می کنه و مسئول تولید است . اطلاعات به اینجا ختم نمیشه اکنون ما میدونیم که جان به فیلم جنگ ستارگان علاقه داره و سیاست براش اهمیتی نداره , خب الان ما شناخت خوبی روی فرد مقابل داریم و برای مثال دیگر نمی آییم برای شروع بحث با این فرد , در مورد انتخابات صحبت کنیم ! یا اینکه  می دانیم برای یک مهره سوخته نباید وقت زیادی بگذاریم !

حال مثال دیگری می زنیم , به خانه دوستی دعوت شدید که اطلاعات زیادی از آن دوست ندارید , در اینجا این دستگاه شگفت انگیز را از جیبمان بیرون آورده و با اتصال با ماهواره های مکان یاب , مکان خانه مورد نظر را وارد دستگاه می کنیم , دستگاه با اسکن تصویر خانه , مشخصات صاحب خانه های تمامی خانه های اسکن شده را به ما می دهد و حتی به ما می گوید در موقعیتی که قرار داریم خانه یکی از دوستانمان هم در این محدوده است , یا حتی در خیابان در حال قدم زدن هستیم و خانه ای شیک را مشاهده می کنیم , شاید بارها برای شما هم این سوال پیش اومده باشه که وای یعنی این خونه خوشگل برای کی میتونه باشه , دیگه با این دستگاه نیاز به فکر کردن نیست , تنها یک اسکن ساده و فهمیدن تمامی مشخصات صاحب خانه در کمتر از چند ثانیه , جالبه نه ؟ فکر کنم این دستگاه بهترین وسیله برای ارضا حس کنجکاویست

اما کار این وسیله جالب به همین جا ختم نمیشه , به یک قرار عمومی دعوت شدیم و با جمعیت زیادی برخورد می کنیم , افراد دسته دسته با توجه به دوستی هایی که با هم دارند چند تا چند تا کنار هم جمع شدند و در حال صحبت کردن هستند و ما شناخت چندانی از نظرات آنها نداریم . علایق و سلایق و نظرات بعضی ها را از چهره شان می شود تشخیص داد , بعضی خاصیت ها در صورت همیشه برای ما یادآور یک سری ویژگی های خاص است . اما این دستگاه به ما کمک می کند با اسکن کردن تصاویر این افراد از آخرین نظراتشون و توییت هاشون با خبر بشیم . برای مثال ما یک پرسپولیسی هستیم و دیروز بازی دو تیم استقلال پرسپولیس بوده , یک اسکن سریع انجام میدیم و با توجه به توییت های افراد تمامی پرسپولیسی های  جمع را شناسایی و به آن ها می پیوندیم . از این دستگاه مسلما استفاده های خیلی زیادی میشه کرد که حتما تا الان به ذهن خودتون هم رسیده , بله بله , منظورم دقیقا همین هست ! اگر همچین دستگاهی اختراع شود که همچین دور از ذهن هم نیست چه اتفاقی برای حریم خصوصی ما خواهد افتاد؟!

در اقدامی عجیب , پرشین‌ بلاگ , بزرگترین سرویس دهنده ایرانی وبلاگ‌نویسی , فیـلتر شد!

شهریور ۲۴م, ۱۳۸۸

دیروز در یک اقدام عجیب , سایت پرشین بلاگ , که بزرگترین جامعه وبلاگ نویسان ایرانی در آن قرار دارد فیلــتر شد . این اقدام که هنوز دلایل آن مشخص نیست دیروز توسط اقلیما پولادزاده مدیر پرشین بلاگ اعلام شد . همینک صفحه اول سایت پرشین بلاگ فیــلتر بوده و وبلاگ نویسانی که در این سرویس وبلاگ دارند قادر به ورود به وبلاگ هایشان به روش های متعارف نیستند. مسلما خیلی از وبلاگ نویسان ایرانی شروع وبلاگ نویسی‌شان از پرشین بلاگ و یا بلاگفا بوده و حذف این دو سرویس قطعا لطمه بزرگی به جامعه وبلاگ نویسان ایرانی خواهد زد . به شخصه امیدوارم این اقدام یک اشتباه بوده باشه و هر چه زودتر پرشین بلاگ رفع فیــلتر شود.

پخش زنده فوتبال مهم تر است یا خبر ترکیدن لوله آب در لس آنجلس؟!

شهریور ۱۷م, ۱۳۸۸

دوستانی که دیشب بازی دو تیم پرسپولیس و ذوب آهن را شاهد بودند متوجه شدند که در دقیقه ۷۰ این بازی , ناگهان بازی قطع و بخش خبر شبانگاهی شبکه ۳ پخش شد . به نظر من این کار یک بی احترامی به بینندگان میلیونی این بازی حساس بود که در وسط بازی و حین پخش , آن را قطع و به جای آن اخبار شبانگاهی با خبرهایی نظیر , ترکیدن لوله آب و فاضلاب در لس آنجلس , هوا کردن بالن ها در آلمان و … پخش شود. من نمی دانم حالا اگر این خبرهای واقعا جذاب ! را بعد از بازی یعنی ساعت ۱۰:۱۵ و تنها با یک ربع تاخیر پخش می کردند چه اتفاقی می افتاد؟ به هر حال امیدوارم صدا و سیما کمی به مخاطبین خود احترام بگذارد و بداند مردم ایران همگی باهوش هستند و خیلی از مسائل را سریع متوجه می شوند !

انتقال هاست بعد از مدت ها و پایان داستان های داون بودن !

شهریور ۱۱م, ۱۳۸۸

پیش نویس : این پست کاملا یک پست خاطره‌گونه ! و با زبان محاوره ای می باشد

بالاخره دیروز بعد از حدود یک ماه , کش و قوس , وبلاگم را به روی سرور دیگری انتقال دادم . تمامی این داستان به عهده دوست بسیار خوبم , پرهام عزیز , بود که در مدت یک سال و نیم اخیر همیشه مزاحمش بودم و همیشه شوخی های من رو تحمل می کرد . داستان انتقال به هاست پرهام از ۱ سال و نیم پیش شروع شد زمانی که من به دلیل تحریم ها کنترل پنل Cpanel وبلاگم به پلسک تبدیل شد و به دلیل ضعف هاست پرشین سرویسز در انتقال هاست مجبور به ترک آنجا شدم. بعد از اینکه به سرورهای پرهام انتقال پیدا کردم در ۶ ماه اخیر متاسفانه حملاتی به وبلاگم می شد که باعث بالا رفتن میزان مصرف CPU و RAM سرور می شد و به دلیل افزایش و عبور از حد مجار به صورت اتوماتیک داون می شدم . .این اتفاق تقریبا یک روز در میان پیش می آمد و دیگه دوستانی که وبلاگم را می دیدند نیز به این مسئله عادت کرده بودند . کار به جایی رسیده بود که وبلاگ روزنوشت میلاد به یک ژانر و ارور معروف Service Temporary Unavailable نیز به مینیمال همیشگی در وبلاگم بدل شده بود . دوستانم در جشن پرشین بلاگ در روزهایی که وبلاگم در وضعیت سکته زنان به سر می برد از من دعوت به سخنرانی کردند . در همان جا مجری از من در مورد وبلاگم پرسید و من گفتم مدتی هست که داونه به کل و مشکلش رو هم باید از مدیر هاستم پرهام بپرسید . که در زیر فیلم این اتفاق را می بینید :

بدون تعارف , داون بودن وبلاگم در این مدت به یک شیرینی داشت تبدیل می شد . صحبت ها و شوخی های من و پرهام با هم چه به صورت حضوری و چه مجازی در سایت های فرندفید , توییتر و … به یک تفریح روزانه تبدیل شده بود . دیگر عادت کرده بودم که هر کسی باهام صحبت می کنه اولش بگه خب میلاد وبلاگت هم که داون هست . خلاصه گذشت تا یک ماه پیش پرهام قول تعویض سرور و هاست را داد , که به دلیل مشکلی که در دیتابیس وبلاگ پیش آمد این کار کمی به تاخیر افتاد تا دیروز که بالاخره با کمک وی و دوست خوبم گناهکار دوباره وبلاگم پا به حیات گذاشت. در هر حال امیدوارم دیگه مشکل همیشگی رو نداشته باشم و بتونم مثل قبل به روند وبلاگ نویسیم ادامه بدم . ضمنا تصمیم به تغییر تم وبلاگ گرفتم که همینک مشاهده می کنید و البته امکان دارد در روزهای آینده با توجه بازخوردها تعویض شود . حرف دیگه ای نیست . شاد باشید , دیگران را هم شاد کنید.

قرارداد ۵۰میلیون دلاری زوکربرگ با شلوارک !

مرداد ۲۰م, ۱۳۸۸

الان دیگر همه وبلاگ های آی تی , در مورد خرید فرندفید توسط فیس بوک نوشته اند و بنا را بر این می گیریم که شما از این اتفاق و حواشی آن با خبرید . همانطور که می دانید رقم این قرار ۵۰ میلیون دلار یعنی حدودا ۵۰ میلیارد تومان بوده است . هرچند خیلی از صاحب نظران این رقم را برای فرندفید رقمی پایین ارزیابی می کنند اما به هر حال ۵۰ میلیون دلار رقم کمی نیست . حال به عکس های زیر که از نشست مدیران فرندفید و فیس بوک خبر می دهد توجه کنید . مارک زوکربرگ مدیر فیس بوک که نقش خریدار را در این قرارداد بازی می کند با یک تیپ اسپرت و شلوارک حضور پیدا کرده است . حالا ما می خواهیم بریم سر کوچه هزار تومن  بستنی بخریم کت شلوار می پوشیم !

اگر واقعا با چهره مدیران فیس بوک و فرندفید آشنا نباشید و برای مثال مارک زوکربرگ مدیر فیس بوک ( فرد شلوارک پوش ) و یا برت تیلور مدیر فرندفید (فرد کلاه دار) را در خیابان ببینید و به شما بگویند مدیر این دو سایت هستند چه واکنشی نشان می دهید؟!

اندر احوالات لایک گودری !

مرداد ۱۳م, ۱۳۸۸

همانا لذت لایک خوردن تو گودر به مراتب بیش از فرندفید و فیس بوک هست اما دلیل آن را فعلا نمیتونم بگم شاید بعدا اعتراف کردم

- گاهی وقت ها بعضی پست ها را می خوام دوباره بنویسم و این بار واکنش ها را تو گودر و امثالهم ببینم

نگاه اول و حقیقت …

مرداد ۱۲م, ۱۳۸۸

همیشه حقیقت آن چیزی نیست که در نگاه اول آن را می‌بینی !

شرح عکس : عکسی از عبور شترها در بیابان که به صورت عمود گرفته شده و سایه ها نقش اصلی را بازی می کنند . این عکس برنده عکس برتر طبیعت از مجله نشنال جئوگرافی بوده است .