از طرف دوست عزیز , صادق خان گل , به بازی اگر نامرئی بودم دعوت شدم که لازم دونستم خودم را در اولین فرصت نامرئی کنم و نظراتم را در این باره اینجا بنویسم

من اگه نامرئی بودم , می رفتم سراغ دوستام ببینم اونا رفتارشون با بقیه همونجوریه که با من هست و آیا رو راست هستند؟ چه چیزای پشت سرم میگن که جلوم نمیتونن بگم و خلاصه می فهمیدم که واقعا بقیه چه جوری در موردم فکر می کنند

من اگر نامرئی بودم و جسمم هم وجود خارجی نداشت هیچوقت دیگه برای عبور از یک خیابان از رو پل عابرپیاده رد نمی شدم و همینجوری دوان دوان از وسط خیابان با خیال راحت عبور میکردم !

من اگه نامرئی بودم می رفتم گل های سرخی  که بامدادی عزیز یواشکی روی میز ملت برای سوپرایز کردنشون میگذاره را بر می داشتم , بعد بامداد میگفت من که این گل رو گذاشته بودم پس کجا رفت ؟ و اون وقت خنده های بدجنسانه می کردم یاح یاح یاح

من اگه نامرئی بودم اول میرفتم ببینم این لبنیاتی سر کوچمون واسه چی پشت یخچال مغازش ۶ متر فاصله انداخته و اون پشت کلا چه خبره !

من اگه نامرئی بودم اصلا دیگه با پیژامه و زیرپوش میومدم تو خیابون :)) ( برگرفته از آخرین آرزوی نامرئی بامدادی)

همین دیگه , البته ترجیح میدم کسی نامرئی نشه چون اونوقت دیگه چیزی به اسم حریم خصوصی وجود نخواهد داشت . از همین جا از دوستانی که دوست دارند نامرئی شوند به این بازی دعوت میکنم و البته طبق روال از دوستان عزیزم آقایان و خانم ها : احسان , فواد , فرشاد , زهرا , ویدا , مهران , علیرضا (ای جکس) , مریم , پرهام , چهار ستاره ,حیاط خلوت من , حامد , نیکو و شروین دعوت می کنم که برای دقایقی نامرئی شوند.